تبليغاتX
تئاتر - نان و دیگر هیچ ( تئاتر فراسو ) - پاسخ دکتر قطب الدین صادقی به مدیر امور بین الملل مرکز هنرهای نمایشی
 
پرسه در سرزمین خیال انگیز تئاتر و سینما
 

ب: گفته‌ام رئيس كميسيون ملي يونسكو در ايران كاملا مي‌دانست، وظيفه آنها نه دخالت در انتخابات و نه تأثير يا رد آن است. اصلا ITI مستقل است و ربطي به آنها ندارد. چرا به عنوان مسئول و واسطه به ميدان آمدند و پنج ماه تمام در روند انتخابات تعلل كردند؟
ج: گفته‌ام مركز هنرهاي نمايشي به جاي شفاف سازي و سرعت بخشيدن به فعاليت‌هاي افراد انتخاب شده خود به آرامي انتخابات را دور زد، به فيليپين رفت و در همايش آنجا با معرفي دوست عزيزمان آقاي مجيد سرسنگي به عنوان نماينده و پرداخت حق عضويت يك بار ديگر ITI را دولتي كرد! و اين ابدا اخلاقي و دموكراتيك نيست.
جناب حسين پارسايي عزيز، كارگردان سابق تئاتر و رئيس فعلي مركز هنرهاي نمايشي دو بار پيش از رفتن به فليپين به اين بنده زنگ زد و تلفني توضيح داد كه به عنوان رئيس مركز هنرهاي نمايشي به فيليپين خواهد رفت و نه نماينده ITI در بازگشت از سفر هم در حضور همه اعضاي هيأت مديره ITI همين مطلب را دوباره تكرار كرد. پس اينك چه شده است كه جناب اطبايي به عنوان مدعي‌العموم ITI در ايران مدعي هستند كه تنها مركز هنرهاي نمايشي نماينده ITI است و اين تنها حق مسلم آنهاست؟!
2- آقاي اطبايي در مقام نظريه‌پرداز فرموده‌اند: از ساليان دور مركز هنرهاي نمايشي با پرداخت حق عضويت متولي ITI است و چون تئاتر ايران بخش خصوصي ندارد حضور نمايندگان انتخاب شده قابل مصداق نيست.
جناب اطبايي نفرموده‌اند، اگر چنين است و مركز هنرهاي نمايشي از ساليان دور متولي است و بر حق است پس ديگر چه نيازي به اين همه مجمع عمومي هيأت مؤسس، اساسنامه انتخابات و غيره بود؟ ايشان چون به تازگي نظريه‌پرداز شده‌اند، هيچ نمي‌دانند درتمام اين 45 سال (از سال 1340 كه ايران عضو ITI شده است) به اشتباه دولتي بوده است و اين بار قرار بود كه ديگر دولتي نباشد كه از دولت سر ايشان و چند مسئول ديگر يكبار ديگر و به زعم برپايي اين همه انتخابات و سر و صدا باز هم دولتي شد!
3- آقاي اطبايي آورده‌اند، صادقي كه عمده سفرهاي خود و به ويژه سفر اخيرشان به اروپا را با امكانات مركز هنرهاي نمايشي انجام داده‌اند، خوب مي‌دانند نه ديگر، اينجا جناب اطبايي كمي شيطنت فرموده‌اند. اول آنكه از سال 1373تا امروز يعني طي دوازده سال اخير جناب اطبايي و همتايان بي‌نظيرش همه دعوت نامه‌هاي من را به جشنواره‌هاي مختلف از من پنهان كرده‌اند و در طول اين دوازده سال هيچ سفري از سوي مركز هنرهاي نمايشي نداشته‌ام، مگر يكبار در شهريور سال 1383 آن هم يك مأموريت 13روزه بدهند با 150 دلار حق مأموريت كه حاضرم آن را هم دو دستي به ايشان و ديگر دوستانشان پس بدهم.
دوم آنكه سفر اخير بنده به آلمان به دعوت جشنواره فرايبورگ و با هزينه شهرداري آن شهر بوده است. بليط هواپيما، خورد و خوراك اقامت و حتي حق مأموريت را آنها پرداخته‌اند، نه مركز هنرهاي نمايشي. جا دارد يادآوري كنم مركز هنرهاي نمايشي حتي زحمت پرداخت حق ويزا و خروجي را هم به خود نداد و ما دعوت شدگان همگي از جيب خود اين مخارج را پرداختيم. سوما سفر به جشنواره فرايبورگ آلمان 11 روزه بود و من با هزينه شخصي 19 روز ديگر بقيه سفر را در پاريس و با هزينه شخصي خود اقامت داشته‌ام. بدبختانه به آقاي محمد اطبايي آدرس را عوضي داده‌اند. آن كسي كه با وابستگانش طي يك سال به 16 كشور تشريف مي‌برد و 65 ميليون تومان حق مأموريت مي‌گيرد، بنده نيستم از دوستان نزديك ايشان است.
4- فرموده‌اند انتخابات ITI از چند جهت قابل تأمل است و اضافه كرده‌اند به دليل نبود تأييد از سوي كميسيون يونسكو در ايران و نبود حضور شهرستاني‌هاي دور و نزديك در روز انتخابات... و غيره.
پيشتر در مورد نقش كميسيون ملي يونسكو در ايران توضيح داده‌ام.
اما در مورد شهرستاني‌هاي عزيز بايد با كمال تأسف به اطلاع آقاي اطبايي برسانم، اين ترفندشان هم بسيار ناشيانه است. در بعد از ظهر روز شنبه 7 مرداد ماه از سه انجمن نمايش در سه مركز كه از سوي آقاي اطبايي و ديگر دوستانشان درمركز هنرهاي نمايشي به آنها زنگ زده‌اند و مصرا از آنها خواسته‌اند تا به نتايج و جريان برگزاري انتخابات ITI (آن هم پس ازشش برگزاري!!!) اعتراض شود و خواستار تجديد انتخابات شوند و از نمايندگي ITI مركز هنرهاي نمايشي حمايت كنند!!! همچنين از آنها درخواست شده است تا به ديگر شهرستانها هم اين مطلب را منتقل كنند يعني در واقع با تلفن سياهي لشكر و طومار جمع مي‌كنند! واقعا بايد شرم كرد! يعني بعضي‌ها تا اين حد از برگزاري اين انتخابات كوچك و دموكراتيك هراسان شده‌اند؟!
آقاي اطبايي ضمنا بهتر است بابت تجديد انتخابات هم چندان دل نگران نباشند. با معرفي آقاي سرسنگي از سوي مركز هنرهاي نمايشي در ITI جهاني عملا تا دو سال ديگر هرگونه انتخابات زايد بي‌مورد و بي‌ارزش!
5- همه مي‌دانند كه آقاي اطبايي هرگز تئاتري نبوده و نيستند و تنها يك انگليسيدان هستند كه اينك مدعي العموم ITI هم شده‌اند. هيچكس باخبر نباشد من يكي از علاقه بي پايان ايشان به ITI از خيلي پيشر باخبرم. هرگز از يادم نمي‌رود روز 22/12/83 را (درست يك سال قبل از آن اولين انتخابات ITI در 13/12/84) كه روز مجمع عمومي خانه تأتر براي انتخاب بازرس علي البدل و گزارش عملكر خانه تأتر در سالن اصلي تأتر شهر بود. در آن روز جناب اطبايي با سوءاستفاده از جلسه مجمع عمومي متن اساسنامه ITI جهاني را تكثير كرده و با سه امضاي محمداطبايي رضاخاكي و نغمه ثميني مي‌خواستند همانجا براي هرسه نفرشان رأي مشروعيت بگيرند و به عنوان نمايندگان ITI به جماعت حاضر بقبولانند! و اين مديرعامل خانه تأتر آقاي ايرج‌ راد بود كه نيت آنها را دريافت و همه متون را مچاله كرد و در گوشه‌اي ريخت و گفت: آقايان ما براي كار ديگري اينجا جمع شده‌ايم اين ترفندها ديگر چيست؟
بسيار مشتاقم آقاي محمد اطبايي اجازه ندهند يك بار ديگر با امضاي ايشان همين كار را بكنند. پس خواهشمند است در امور ITI دخالت نكنند چون آگاهي ايشان از ITI جهاني بسيار ضعيف و از آن ضعيف‌تر اطلاعات ايشان از هنر تأتر، و بدتر از همه بي خبريشان از ارزش ساختارهاي نوين، دموكراتيك و مردمي هنر نمايش است.

  نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 0:27  توسط توحید معصومی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM