تبليغاتX
تئاتر - نان و دیگر هیچ ( تئاتر فراسو ) - ذوالفنون ما را شرمنده کرد!!!!
 
پرسه در سرزمین خیال انگیز تئاتر و سینما
 

ذوالفنون ما را شرمنده کرد!!!!

۱- این کنسرت حضرت استاد ذوالفنون هم برای ما شد دردسر. یکهفته است کار ما شده شرمندگی از دوستان و هی ادای این جمله که بابا ما تو این کنسرت هیچ کاره ایم و ظاهرا همه ی بلیطها را دادن دست یک شرکتی که فقط بفروشد. دوست خوبم آقای سیمزاری می گفت که دوستان  در حوزه هنری  فقط تو رو میشناسند ( که لطف ایشان است البته )  و برای همین از تو انتظار دارند! البته برای چندمین بار به ایشان توضیح دادم و بهتر است که اینجا هم برای همگان روشن کنم که خواهشا حوزه را دیگر با اسامی و افراد دیگر بشناسند. و زبانم لال حوزه هر .... کرد را به پای ما ننویسند و از ما نبینند.!!!! بویژه در حوزه های غیر تئاتری. ماشاا... حوزه هم اکنون سازمانی شده محکم و استاندارد با چند نفر کارشناس و فوق کارشناس در امورات گوناگون که  به راحتی و با جرات می توانند پای تصمیماتی که می گیرند بایستند و پاسخگو باشند.

۲- حالا به فرض که حوزه به درست یا غلط   تصمیم گرفته که برای کنسرت ذوالفنون یا هر استاد دیگری بلیط بفروشد. چه ایرادی دارد ما که اسم خود را گذاشته ایم هنرمند و هنردوست و چند پیراهن هم در این وادی پاره کرده ایم در سبد خانوادگیمان بخشی را هم به فرهنگ اختصاص دهیم و مثلا برای کنسرت بلیط بخریم و ببینیم. یکی از دوستان تئاتری که خود دست اندر کار تئاتر شهر است از اینکه برایش دعوت نفرستاده بودیم ، از لج اش به نشست علیرضا خمسه نیامد! مثل این قضیه که پدر عروس یا داماد در عروسی فرزندش شرکت نکند و انتظار ارسال کارت دعوت داشته باشد. کسی نیست به این فرد شخیص محترم بگوید که آقای محترم مگر تو برای من و یا به خاطر من و یا کارت دعوت است که به این نشست یا کنسرت یا ... می  آیی ؟؟!!!! البته این مثال را میان کلام آوردم. از این دست مثالها در شهر ما بسیار است. من به این نتیجه رسیده ام که اکثر هنرمندان ما یا هنرمند واقعی نیستند  یا جرات پول خرج کردن برای رویدادهای فرهنگی و هنری را ندارند.!!! جای تاسف است. بسیار  .               تا بعد...

  نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 1:1  توسط توحید معصومی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM