تبليغاتX
تئاتر - نان و دیگر هیچ ( تئاتر فراسو ) - زخم
 
پرسه در سرزمین خیال انگیز تئاتر و سینما
 
 زخم

در میان اینهمه معنا

در ازدحام این همه نشانه

چرا من؟

چرا من زخمی باشم بر گرده ی انسان!

زخمه باشم در دست انسان!

زخمی باشم برای  انسان!

زخمی باشم از انسان!

زخم باشم بر دل مرد!

زخم باشم در پیکر زن- که همه زنانگی اش را معنا کنم!

و زخم... و زخم... و زخم...

و تو

سر مست از این همه زخم

زخم مرا تازه کنی هر شامگاه با نمک   ای خدا  !؟

  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 1:49  توسط توحید معصومی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM