پرسه در سرزمین خیال انگیز تئاتر و سینما |
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که ارتباط و تعامل یک مدیر هنری با رسانهها چگونه است و چه تاثیر متقابلی میتوانند بر یکدیگر داشته باشند، گفت:«مطبوعات، انعکاس مطبوعاتی و تعامل خوانندگان با مطبوعات یک فرایند جریانساز و فرهنگساز است از این حیث که مطالعه اخبار روزانه در حوزههای گوناگون الهام بخش و عبرتآموز است و در عین حال انسان را به بینش تازهای میرساند و در سیر تعاملی انسان تاثیر دارد که گاه این تاثیر عاطفی است و گاه شما را ترغیب میکند تا یک موضوع را دنبال کرده و به یک پدیده جریان ساز دیگر تبدیل کنید. برای مثال این موضوع در حوزه فرهنگ و هنر میتواند تبدیل به یک نمایشنامه و فیلمنامه شود.»
وی تصریح کرد:«مطبوعات از جامعه و جامعه از مطبوعات تاثیر میگیرد. در سطوح مدیریتی نیز نگاه تیزبین منتقد و نویسنده میتواند یک مدیر و مجموعه تحت نظارت او را به چالش کشیده و با نقد صحیح موجب اصلاح آن شود. انعکاس تمامنمای شفافی از زشتیها و زیباییها میتواند یک مدیر را در حوزه مسئولیتش متعهد، وفادار و پاسخگو نگه دارد و با نقد و پیشنهاداتش او را به تعالی برساند. مطبوعات از درون جامعه موضوعش را انتخاب میکند و با پرداخت هنرمندانه کمک میکند این موضوعات در پیکره جامعه درست دیده شده و هدایت شود.»
حسین پارسایی سپس درباره این که چرا همواره در دوره مدیریتش در مرکز هنرهای نمایشی سعی کرده ارتباط نزدیکی با خبرنگاران داشته باشد، پاسخ داد:«این ارتباط نزدیک و میزان علاقهمندی من به مطبوعات را خود اهالی رسانه به وجود آوردهاند. من چند سال پیش این ارادت ویژه و این میزان تاثیرپذیری را از مطبوعات نداشتم و این بینش و آگاهی را خود مطبوعات در من ایجاد کردهاند.»
رئیس مرکز هنرهای نمایشی با تاکید بر این که به طور جدی مطبوعات را پیگیری میکند، افزود:«تحلیل منتقدان را میخوانم و اگر جایی آسیبی باشد برطرف میکنم.اگر هم در جایی نیاز به پاسخگویی صریح باشد نیز پاسخ میدهم.»
پارسایی اضافه کرد:«این نکته را هم از یاد نبریم که حوزه تئاتر مبتنی بر یک ارتباط عاطفی میان خانواده تئاتر است. من هم از همین خانواده و از جنس تئاتر هستم و اگر بتوانم پاسخگوی خوبی برای فعالیتهای تئاتر و انعکاس آن باشم و به رفع شبهات و ابهامات بپردازم، خانواده تئاتر را در مدیریتم شریک کردهام و به خرد جمعی در اداره تئاتر کمک کردهام.»
وی در پایان اشاره کرد:«من به پاس مهربانی و تلاش بدون چشمداشت خبرنگاران حوزه تئاتر و مرارتی که برای تهیه اخبار و گزارشها میکشند وظیفه خود میدانم پاسخگو باشم و از رهگذر این ارتباط حوزه تئاتر را بیشتر معرفی کرده و مخاطبان آن را بیشتر کنم. در نهایت باید گفت همه ما خانواده تئاتر هستیم و به تعالی آن فکر میکنیم.»
مطلب زیر در نظر خوانندگان دو مطلب پایین تر در دفاع از جناب آقای عدالت فرزانه نوشته شده :
سلام توحید جان..اینقده هم بی انصاف نباش..آمار جعلی چیه؟ این بنده خدا هرچی که نوشته لینک گذاشته..ایران تئاتر..گوگل..ولله العظیم هیچکدام از حرفهای این خلخالی دروغ نیست..زحمت کشیده الان هم داره نونش رو می خوره..چی اینهمه به پر وبالش می پیچی..ازتو بعیده..
توضیح اینجانب و اولین و آخرین توضیح:
دوست عزیز: درایران چند هزار نفر فعال تئاتری هست.از حرفه ای گرفته تا آماتور و پیشکسوت و تحصیلکرده و جوان. از نمایشنامه نویس گرفته تا کارگردان و بازیگر و طراح و .... وطبیعتا در اردبیل نیز می توان به بالاتر از عدد ۱۰۰ یا ۲۰۰ در این زمینه ها اشاره کرد که فعالیت می کنند. اگر بنده ( توحید معصومی ) تحت هر عنوانی که فکر می کنی قرار باشد به پرو پای کسی بپیچم وقت نفس کشیدن هم نخواهم داشت.؟!
نه دوست عزیز: بنده همینجا اعلام می کنم که برای اینجانب فرصت چنین کارهایی گذشته. و فعالیتهای آقای فرزانه که مبارکشان باشد آنقدر طبیعی و قابل انتظار است که آنقدرها هم که فکر می کند و می کنید هیاهو و گردوغباری به پا نمی کند که احیانا به چشم ما هم برودو ناراحتمان کند. اصلا اگر ایشان به بوق و کرنا نزند و هی نشر اکاذیب نکند ( که در پایین به مصداقش اشاره خواهم کرد) و در وبلاگ بنده با اسامی مستعار توهین و بی ادبی نکند که نمونه هایش را در جعبه نظر خواهی من می بینید اصلا یاد ما نمی افتد که فرزانه ای هم بوده و فلان کار کرده. اصلا اگر حمل بر خودستایی نکنید می خواهم بپرسم که فرزانه کیه؟ نمایشنامه نویسه؟ که با از اون بهتراش هم رفیقیم و هم رقیب. کارگردانه که با از اون کارگردان ترهاش هم رفاقت می کنم هم رقابت. دانشجوی تئاتره که من سال ۸۲ از تهران فارغ التحصیل شدم؟ بازیگره که تا بحال ازش کاری ندیدم. پس این آقا جان محترم کیه که باید من و ما ازش بترسیم. از سال ۷۱ بنده در سطح استان - منطقه و ایران با بزرگترین کارگردانان و هنرمندان مسابقه فرهنگی می دهم. البته در قالب یک جشنواره و رقابت توافقی. من اصلا یادم نمی آید به جز ۲ بار با ایشان در یک رویدادی فرهنگی شرکت کرده باشم. حالا نمی دانم که چرا و بر اساس چه تصوری ایشان خود را رقیب من می پندارد و فکر می کند با موفقیت ایشان من و امثال من ناراحت می شویم. خودمانیم این تصور کمی احمقانه نیست؟ یکی در یک جشنواره دیگری متن اش اول می شود - برگزیده می شود - چاپ می شود و بنده در یک جشنواره مجزایی کار ( نمایش ) می برم و هیچ جایزه ای هم نمی گیرم. خوب که چه ؟ که ایشان از من قوی تر است؟ چه ربطی دارد؟ اصلا قوی تر است. مگر اینجانب در جایی گفته یا نوشته بودم که فلانی آدم ضعیف و نا هنرمندی است که الان چپ و راست خبر فعالیتهای ایشان به وبلاگ ما به نوعی پرت می شود؟ حالا خوب است که حضورا با آقای فرزانه یکی دو ماه پیش دیداری داشتیم و ایشان متن کبوتر چاهی را دادند و خواندم و کلی ازش تعریف کردم؟ و ......
دوست مهربان. من فعلا فکرم آنقدر مشغول است که امثال ایشان چه مثبت و چه منفی ُ/ خوشبختانه یا متاسفانه / آنچنان جایی را در آن اشکال نمی کنند که شب و روز در فکر پیچیدن به پر و پایشان باشم.
ایشان یعنی آقای عدالت فرزانه اهل شهرستان خلخال فعلا ساکن اردبیل به طور یک جانبه در وبلاگ شخصی خود شروع به نشر اکاذیب و هتاکی و بی حرمتی نسبت به بنده نمودند:( که همه آنها را چه در کامپیوتر و چه مکتوب در دست دارم که اگر لازم شد به رویت می رسانم) به شرح ذیل:

روز دوشنبه 27 مهرماه 1388
ساعت 19/30
تالار اندیشه حوزه هنری تهران
از دوستان و هنرمندان ساکن در تهران و سایر علاقمندان برای تماشای نمایش دعوت می کنیم.
حضور شما موجب دلگرمی گروه اجرایی خواهد بود. گروه تئاتر فراسو
نمایش خیشخانه نوشته ی حسین کیانی به کارگردانی توحید معصومی به همراه نمایش شنبه های رفتن به کارگردانی سید رضی محمودی جهت حضور در بخش صحنه ای ششمین جشنواره سراسری تئاتر ماه پذیرفته شدند. در این نمایش : الهه زحمتی - ژیلا شاهی - المیرا طاعتی و بهرام پوردنیا به ایفای نقش می پردازند. سایر عوامل به شرح ذیل است:
موسیقی : فرشید دولت آبادی - ساسان قلی زاده - رامین قاسمی
طراح صحنه : کیوان باقلاچی
طراح آفیش و بروشور : رحمان مجرد
دستیار کارگردان : بیژن رنج پور
مدیر صحنه : وحید حسن وند
مدیر اجرا : حسین یوسفی
و ....
اضافه می کند این نمایش در اولین حضور خود اسفند ماه 87 در جشنواره تئاتر استانی سی پرده عشق به روی صحنه رفت و در زمینه کارگردانی - بازیگری و موسیقی جوایزی را کسب نمود.




به
گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر از حوزه هنری، به نقل ا ز دبیرخانه ششمین
جشنواره سراسری " تئاتر ماه"، در بخش صحنهای این آثار به مرحله نهایی راه
یافتند:
"روز واقعه" (یاسر محمودی از ساری)، "شمعهای سوخته"(فرشید گویلی از
سنندج)، "سرود صد هزار افلیای عاشق"(احسان فاضلی از اصفهان)، "منظومه
شخصی"(امین لاری از شیراز)، "ابدیت چوبی"(محمد مهدی شهرتی از قزوین)،
"رستگاری در ساعت 25"(سعید جوانبخت از فرخ شهر)، "پلکان"(رضا میرمعنوی از
رشت)،" سوختن تن در وطن"(مهدی کوشکی از خرم آباد)، "شنبههای رفتن"(سید
رضا محمودی از اردبیل)،"خیشخانه"(توحید معصومی از اردبیل)،" نقل
سرچشمه"(محمدرضا مولودی از گرگان)، "زندگی با طعم خردل"(محمد غدیرزاده از
اهواز)، " تو چرا هیچی نمیگی"(سولماز همت زاده از شهرکرد)،"تی
ترون"(حیدر مظفری از بوشهر)،" افسون بر تخت نشستن ... "(سعید شهریار از
یزد) ،" تله وزیون"(حسین رحیمی از کرمانشاه)، " ماه در مرداب"(علی ارجونی
از زاهدان)، "وین راه بی نهایت"(رضا احمدی از مشهد)، " جاده بسته است
هنوز"(برگزیده جشنواره ایثار، کار احسان رحیمی از شاهین شهر).
دبیرخانه ششمین جشنواره سراسری " تئاتر ماه" همچنین نمایشهای نهایی بخش
خیابانی(شرکت کننده از شهرستانها)را نیز به این شرح اعلام کرد: نمایشهای
"چند دقیقه در بهشت"(پوریا کریمی از آستانه)، " یک معرکه"(میثم سرآبادانی
از اراک)، " طومار بلند"(مهدی حبیبی، نرگس خاک مار، از ملایر)، " درد
دلهایی از ..."(مهدی حبیبی از ملایر)، "اعدام اینترنتی"(حیدر رضایی از
دهلران)، " الرمئو- الژولیت"(سعید خیراللهی از دهلران)، " چیزی شبیه
توهم"(آرش ساربان از اهواز)، "سواره از پیاده خبر ندارد"(عبدا... حلیات از
خرمشهر، " معرکه"(محمد جواد زرنوش از قم)، " مرگ موش"(مصطفی کولیوند از
ایلام) ، "سیاه تر از واکس سیاه"(مجتبی مرادی از کرمانشاه).
با نمایش "تبار خون" در جشنواره تئاتر استانی اردبیل
نویسنده : آتیلا پسیانی
کارگردان:توحید معصومی
بازیگران : داور فرمانی - الهه زحمتی و ...

يكي از تجليل شدگان اين جشن توحيد معصومي، كارگردان جوان اهل اردبيل بود. معصومي بعد از آنكه هديهاش را گرفت، گفت: «من از 3 نفر تشكر ميكنم، همسرم، آقاي فرهاد قائميان و آقاي قطبالدين صادقي و جايزه را به مرحوم رضا سيدحسيني تقديم ميكنم.» او به اين نكته هم اشاره كرد كه هنرمندان شهرستاني هميشه خون دل ميخورند و زحمات زيادي را متقبل ميشوند.
او كارشناسي خود را در رشته بازيگري از دانشكده هنر و معماري دانشگاه تهران گرفته است و بعد از فارغالتحصيلي به شهر خود اردبيل برگشته و با تشكيل گروه تئاتر «فراسو» فعاليت هنرياش را در آنجا ادامه داده است.
توحيد معصومي از معدود كارگردانهايي است كه بعد از فارغالتحصيلي به شهر خود برگشته و در آنجا فعاليت ميكند. با اين حال معصومي خيلي هم اين اتفاق را خوب نميداند و با نوجه به اوضاع کنونی از برگشتش تقریبا با تاسف ياد ميكند: «به نظر شما اتفاق خوبيست اما من از آن متاسفم. تابستانهاي دوران دانشجويم به اردبيل برميگشتم و به خاطر اينكه ميخواستم شهرم از نظر تئاتر فعال باشد در آنجا هم كار ميكردم.
آخرين روزهاي فارغالتحصيلي من نزديك شد با تشكيل حوزه هنري اردبيل. از تهران من بهعنوان اولين كارمند بخش تئاتر حوزه هنري معرفي شدم و چون احتياج به شغل ثابت داشتم به اجبار و به خاطر غم نان قبول كردم».
اين كارگردان علاوه بر نمايشنامههاي بومي از متنهاي نويسندگان تهراني هم بهرغم خيلي از كارگردانهاي شهرستاني ديگر استفاده ميكند: «ما مشكلي براي انتخاب نداريم و اتفاقا دوست داريم كه از متنهاي بومي استفاده كنيم اما چون تعداد متنهاي قوي بومي اندك است ناگزير از انتخاب متنهاي ديگر هستيم اما درباره متنهاي خارجي وضعيت فرق ميكند از آنجا كه فعاليت تئاتري شهرستان در جشنوارههاي منطقهاي – استاني محدود ميشود و مسئولان اين جشنوارهها هم متنهاي خارجي را نميپذيرند پس عملا امكان انتخاب متنها هم محدود ميشود. انتخاب ما ميماند در محدوده متنهاي بومي يا ايراني از مناطق
ديگر».
معصومي تا به حال نمايشنامههاي «دوران بيگناهي» اثر قطبالدين صادقي ، «بازي خانه» و « خیشخانه» اثر حسين كياني و «قايقران» اثر جلال تهراني را علاوه بر نمايشنامههاي بومي در اردبيل به روي صحنه برده است. اما سئوال ديگر اين است كه استان اردبيل از لحاظ عوامل تئاتري و سالنهاي اجرا چگونه است؟: «اردبيل از لحاظ كارگرداني، بازيگري و البته تا حدودي نويسندگي مشكلي ندارد.
بهخصوص كه در سالهاي اخير اوضاع بهتر هم شده است. در ضمن تا 10 سال پيش ما فقط يك سالن بدون استاندارد تئاتري داشتيم اما الان حداقل بر تعداد سالنهايمان اضافه شده است. همچنين در كل استان 10 گروه نمايشي فعال وجود دارد كه در طول سالهاي اخير كه تئاتر دچار ركود بود آنها با شركت در جشنوارههايي از جمله جشنواره فجر فعاليت ميكردند.
حدود 5 نمايشنامهنويس جوان هم داريم كه متاسفانه هنوز شناخته شده نيستند. يكي از آنها كسي است كه در جشنواره فجر سال قبل به خاطر نوشتن نمايشنامه «سبز، سهراب، سرخ» جايزه گرفت».
همچنين طبق گفتههاي معصومي به نظر ميرسد اردبيل از معدود شهرستانهايي باشد كه ارتباط فرهنگي با مناطق هممرز خود دارد: «خوشبختانه استان ما به دليل نزديكي با آذربايجان و گرجستان داراي ارتباط فرهنگي قوي با اين كشورهاست. در اين سالها چندين نمايش از باكو در اردبيل اجرا شده و چند نمايش هم ما به باكو فرستاديم، ولي با استانهاي ديگر ارتباطي نداريم، ارتباطها در جشنوارهها و به شكل فردي خلاصه ميشود».
حذف جشنوارههاي استاني به تئاتر لطمه زد
معصومي با نقد برخي سياستهاي مركز هنرهاي نمايشي ميگويد: در اين سالها كه من تجربهاش را دارم هر مدير مركز هنرهاي نمايشي كه آمد با تفكر سليقهاي خود كارهايي كرد كه گاه به ضرر تئاتر شهرستان تمام شد. مثلا اين اواخر جشنوارههاي استاني را حذف كردند كه با همين اتفاق خيلي از مديران ارشاد شهرستانها اصلا تئاتر را از رديف كارهاي فرهنگي خود حذف كردند.
حذف جشنواره تئاتر استاني به معناي پراكندگي تئاتر در جشنوارهها بود، لااقل با جشنوارهها هنرمندان شهرستاني اميدوار بودند كارهايشان ديده ميشود و به خاطر وجود رقابت، تلاشها بيشتر ميشد. اردبيل هم به مانند شهرستانهاي ديگر با حذف جشنوارههاي استاني ضربه خورد و خود مديران ارشاد هم جشنوارهاي را جايگزين نكردند.
تقريبا اردبيل در اين 3 سال فقط دو سه اجرا ی عمومی داشت. تا اينكه اواخر سال گذشته مدير جديد ارشاد اردبيل به خاطر علاقهاش به تئاتر جشنواره اي را به نام «سي پرده عشق» در اسفندماه برگزار كرد. در اين جشنواره اولين باربود كه به كارگردانهاي شركتكننده بودجهاي بالاي يك ميليون تومان پرداخت ميشد و فكر ميكنم تا به حال در سطح جشنوارههاي استاني اين مهم، اتفاق نيفتاده است. به نظر ميرسد تئاتراردبيل پس از سالها ركود تازگي ها دارد نفس مي كشد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|